تبليغاتX
خرابات نشین
در خرابات مغان نور خدا می بینم
 

 

رسول اکرم(ص) :

  

 از نخستین شب جمعه ی ماه رجب غفلت نکنید

چه آن شب را ملائکه "شب رغائب" نامند

 و آنچنان است که چون ثلث شب بگذرد

در آسمانها و زمین ملکی باقی نمی ماند مگر اینکه

 درکعبه و حول آن جمع می شوند

و خداوند به آنها خطاب فرموده ، گوید:

 ای ملائکه ی من ! هرچه میخواهید از من بخواهید ...

 آنها گویند : پروردگارا ! حاجت ما این است

 که روزه دارن ماه رجب را بیامرزی .

 خدای تبارک و تعالی فرماید : چنین کردم

 و مناسبتر آن است که هرکس این خبر را بشنود

 در این شب بر ملائکه درود بسیار بفرستد

 تا تکلیف این تحیت را به قدر و مقدور ادا کرده باشد.

**************************************

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَيْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْکَثيرَ بِالْقَليلِ

 يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 2:50  توسط خراباتی 

   

 

میلاد سبز ترین مادرعالم مبارک

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 14:9  توسط خراباتی 

 

 

کدام قطره از آن من و توست؟

کدام نگاه؟

کدام ستاره؟

سوسوی کدام فانوس

ما را به سر چشمه ی خورشید

خواهد رساند؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 0:27  توسط خراباتی  | 

با توجه به كیفیت و شرایطی كه هیات به اصطلاح صلح دهنده پیشنهاد كرده است، به نظر می رسد كه اینان بیشتر قصد دارند ایران را درگیر یك مسئله درازمدت و خفیف بنمایند تا همانند استخوانی در گلو باشد منتهی چیزی بیشتر از كردستان كه هرگاه خواستند آتش جنگ را شعله ورتر كنند و مثلا درست بعد از جواب رد ایران به عراق شهرهای ایلام و اهواز و خرم آباد و دزفول مورد حمله هواپیما و توپخانه و موشك عراق قرار می گیرند كه یعنی عراق می تواند شدت عمل به خرج دهد و در مردم نیز این احساس را زنده كند كه باید صلح كرد و دولت و شورای عالی دفاع تحت فشارافكار عمومی این شهرها قرار بگیرند. اكنون حدود 4 روز است كه مرتبا عراق فقط چند گلوله به طرف شهر اهواز شلیك می كند و همین تعداد گلوله در كوچ مردم و تاثیر در اقتصاد و مسكن و اداره مهاجرین بسیار اثر منفی می گذارد.

حدود 28/1/61 بود كه هنگام اذان صبح محمدعلی جهان آرا را خواب دیدم. فضایی بود و جهان آرا بود و افرادش كه حدود 80 - 90 نفر می شدند. من یادم بود كه او شهید شده،حالتی داشت كه مشغول جمع كردن بچه هایش بود برای جلسه یا سمینار یا میهمانی و خودش هم مشغول اینكار بود و حواسش به من نبود. من از او پرسیدم كه وضعیت در اینجا چطور است ،گفت خوبم. خیلی خوبم بعد به كنار كشیدمش و بگوشش گفتم میدانی خرمشهر آزاد شده است گفت آره ولی حیف كه من نیستم.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 15:13  توسط خراباتی 

آسمان فومن نیز امروز چه بی قرار، قطرات بارانش را بر زمین می کوبید

 و پهنه ی آبی اش را با ابرهای تیره پوشانده بود و چه صاف و آرام

شد در ساعتی که پر کشیدید و در آغوش منتظرش جای گرفتید!

انگار آسمان نیز برای قدم نهادنتان بر چشمانش لحظه شماری می کرد.

و چه زود تمام شهر پر شد از ماتم و پارچه ی سیاه و چه لبخند شیرینی

داشت امروز ، تصویر سبزتان بر بالای حوزه ی علمیه ی شهر!

لبخندی شیرین تر از همیشه!

و حال این پهنه ی دل های بی قرار ماست که هم چون آسمان ظهر

 فومن ، تیره و پر باران است.

                                 «هم چنان التماس دعا»

                        

                                       روحش شاد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:3  توسط خراباتی 

وقتی خدا بهشت معطر درست کرد

از برگ گل برای تو پیکر درست کرد

آب و گلت که نور و دو صد شیشه عطر سیب

آخر تو را به شیوه ی دیگر درست کرد

از تو تمام آمدنی ها شروع شد

یعنی تو را میان همه سر دست کرد

آمد تمام هست تو را بی نظیر ساخت

از آیه های ناب تو کوثر درست کرد

با نام تو دریچه ای از آسمان گشود

بر بال های مرده ی من پر درست کرد

دست کریه یک نفر از عمر بودنت

یک شاخه زخم ، یک گل پرپر درست کرد

بانو ! مزار گمشده ات تا دم ظهور

از من دلی شبیه کبوتر درست کرد.

 

       «علیرضا لک»

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 13:28  توسط خراباتی 

 

خب هر سال که نمی شه برا  روز معلم تبریک خالی  نوشت فقط.

هر چند اصلا از رسم و رسوم روز معلم خوشم  نمیاد.

کاش اینم مثل سایر مسایل مربوط به این قشر زحمت کش!! ساده و.

بی تکلف برگذار می شد!!!!

هیچ وقت یادم نمی ره چشمای پر از اشک شاگردی که

چون نتونسته بود چیزی برا روز معلم بیاره.بعد از  اومدن مادرش هم

چشمای ترش چنان برقی زد که اونم تا آخر عمر یادم می مونه.

کاش می تونستم و اون قدر قدرت داشتم که این رسم

مسخره رو بر دارم و جاش لااقل فقط  آوردن یه شاخه گل رو رسم کنم.

 هیچ وقت از روز معلم خوشم نیومده.

امسال می خوام یه سری از نوشته های بچه ها رو بذارم.

 

...

معلم خوبم!

ما بهترین معلمی هستید که من در تمام طول عمر دیدم.

-ــــــــــ

یکی ته نوشته ش آورده: شاگرد خوبتان ، مهدیه!!

این تو اعتماد به نفس رو دست من بلند شده

ـــــــــــ

سحر زم مه عشق تو بیا دار شدم

پار زدم یک کچله من گرفتار شدم !!!!!!!!!!!!!

(اگه شما توجه شدید برا منم ترجمه کنید لطفا)

-ــــــــــ

من شما را خیلی خیلی دوست دارم چون خیلی خوش اخلاق هستید(!!)

منو می گه

-ــــــــــ

من همیشه شما را در مدرسه جای مادر خود می دانستم!!

(واقعا که!!)

شما خیلی دل پاک و تمیزی دارید

-ــــــــــ

اینا که همش تعارف بود.ولی خب قستمت هایی از نوشته های حالا

شما نذارید پای چاپلوسی

 

گاهی هم بین نوشته هاشون صداقتی پیدا می شه که  تو این

دوره جایی غیر از یه دل پاک و به قول اون شاگردم دل تمیز!!

جای دیگه نمی شه پیداش کرد.

شاید حق این باشه که من روز معلم رو بهشون تبریک بگم.چون

خیلی وقتا خیلی درسا رو من ازشون یاد می گیرم.

خیلی وقتا هم خیلی ها اسم معلمی رو یدک نمی کشن

اما بهتر از هر معلم دیگه ای یاد می دن و تربیت می کنن.

 

یکی از بچه ها هم چیزی نوشته بود که خیلی به دلم نشست.

این دیگه تعریف و این حرفا نیست.جدی خوشم اومد.

 

« در مدرسه ی زندگی ، 

در کلاس دنیا ،

سر زنگ املا ،

یادمان باشد

برای محبّت هایمان

تشدید بگذاریم

تا نیم نمره از

مهربانی هایمان

کم نشود »

 

روز معلم با چند روز تاخیر مبارک
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 23:56  توسط خراباتی  | 

بیشتر از 20 سال پیش برا اولین بار وارد مدرسه ای شدم با کلاس های زیاد و درهای چوبی.

بیشتر وقت ها که خواب می بینم تو دوره تحصیلم ، خواب این مدرسه رو میبینم.

بعد از گذشت این همه سال ، حدود چند ماه پیش دوباره به یاد اون ایام ، وقتی بچه ها داشتن تعطیل می شدن ،

با اشتیاق تمام وارد حیاط مدرسه شدم.

وقتی چشمم به در کلاس های حیاط خورد دیگه پا به راهرو نذاشتم !!

چون فهمیدم که بعد 20 سال هنوز مدرسه همونه که بود !!!

اینم شاهد:

 

 

چه پیشرفتی !!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم فروردین 1388ساعت 0:50  توسط خراباتی  | 

                    نوروز روزي است که قائم ما اهل بيت در آن ظهور کند.

                                      امام صادق(عليه السلام)

       ************************************************************

          

امیدوارم سالی سبز تر از همیشه برا همه باشه

سال نو مبارک

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:40  توسط خراباتی 

می گفتم.از مراسم چهارشنبه سوری و این که می پرن از رو آتش و

از آتش می خوان درد و ناراحتی رو ازشون بگیره شادی و نشاط و شور خودش رو به اونا بده.

گفت:مگه ما خدا رو قبول نداریم؟

گفتم:چرا.داریم.

گفت: پس چرا از کسی غیر اون کمک می خوایم؟؟؟؟

راست می گفت !

 

«حالا دارم به این فکر میکنم ، روزی چند بار مشرک می شیم؟؟؟!!!»

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:57  توسط خراباتی  |